تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۲

گفت‌‌وگوی اختصاصی این‌‌صدا با دکتر پروانه سلحشوری به بهانه روز جهانی زن :

ردّ صلاحیت زنان از سوی شورای نگهبان به مراتب بیشتر از مردها بوده است!

ردّ صلاحیت زنان از سوی شورای نگهبان به مراتب بیشتر از مردها بوده است!
برخی سیاست‌‌گذاران در سطوح کلان مسأله‌‌ای به نام برابری جنسیتی را به منزله‌‌ی یک تفكر فمنیستی می‌‌بینند که گویی شایسته نیست در تصمیم‌‌سازی‌‌ها جایی داشته باشد. در مجلس از هر جهت حضور زنان ضرورت بیشتری دارد، ولی این حضور در شرایطی اثرگذار است که خودشان مقوم نگاه مردسالارانه نباشند!


این‌‌صدا / علیرضا قدیمی : هشتم مارس در تقویم جهانی به نام روز زن نامگذاری شده است. زنان در ایران همواره برای کسب بعضی حقوق اولیه خود در تلاش بوده‌‌اند و فعالان این حوزه تلاش کرده‌‌اند تا آنچه از مفهوم زن در ذهن ایرانیان شکل گرفته را تغییر دهند. سختی کار این بخش از زنان شاید آنجا بوده که گاهی بخشی دیگر از زنان تا حدی از تضییع حقوق خود در بستر جامعه‌‌ای سنتی که در آن می‌‌زیستند، راضی بودند.

با وقوع انقلاب اسلامی ایران و نقش‌‌آفرینی زنان و به خصوص دانشجویان دختری که در تشکل‌‌ها و انجمن‌‌ها فعالیت می‌‌کردند، تا حدی آن نگاه سنتی به زنان تعدیل شد. در موارد متعددی زنان و دختران در تشکل‌‌های تحول خواه و انقلابیِ دوران مبارزه با رژیم پهلوی ایفای نقش می‌‌کردند. پس از انقلاب نیز در برهه‌‌های حساس و نقاط عطف تاریخ ایران، زنان در عرصه‌‌های مختلف به فعالیت مشغول بوده‌‌اند. معصومه ابتکار که در تسخیر سفارت آمریکا یکی از سردمداران این ماجرا بود یا مرضیه دباغ که در ماجرای کردستان پا به پای مردان و دست به اسلحه مبارزه کرد، نمونه‌‌هایی از این دسته اند.

به بهانه روز جهانی زن با یکی از نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی گفتگو کرده‌‌ایم. پروانه سلحشوری که در کارنامه خود ریاست فراکسیون زنان مجلس دهم و عضویت در کارگروه زنان روستایی، عشایر و مناطق محروم معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری را دارد، بارها به دلیل برخی مواضع و روشنگری‌‌های خود از سوی جامعه با تحسین مواجه شده و یا عده‌‌ای به خاطر بیان نظراتش به او حمله کرده‌‌اند. مشروح گفتگوی ما با این نماینده مجلس را در ادامه می‌‌خوانید :





در گزارش شاخص جهانی شکاف جنسیتی ۲۰۲۰  مجمع جهانی اقتصاد، ایران تراز خوبی ندارد و با رتبه ۱۴۸ در میان ۱۵۳ کشور عملاً جزو کشورهای آخر جدول قرار گرفته است. به نظر شما مهم‌‌ترین دلایل ناکامی ما در فراهم ساختن برابری جنسیتی چیست و در دوران عضویت شما در فراکسیون زنان مجلس، چه کار هایی در این حوزه انجام شده است؟  



در زمان آغاز کار مجلس دهم، کشور ایران در میان ۱۴۴ کشور دنیا در رتبه ۱۴۰ قرار داشت. اکنون از نظر شاخص توسعه شاهد تغییر چندانی نیستیم؛ چراکه تعداد کشورها را افزایش داده‌‌اند اما باز هم ما در بین ۴ کشور آخر قرار داریم.


چهار شاخص در حوزه شکاف جنسیتی مطرح است که دربردارنده شاخص بهداشت و سلامت، شاخص آموزش، شاخص مشارکت‌‌ها یا فعالیت‌‌های سیاسی و شاخص مشارکت‌‌ها یا فعالیت‌‌های اقتصادی. کشور ما در حوزه سلامت و آموزش جزو ۱۰۰ کشور اولِ دنیاست؛ اما مسأله‌‌ای که منجر به شکافی گسترده‌‌ و ملموس می‌‌شود، در حوزه اقتصادی و همچنین در حوزه سیاسی است. این دو باعث ایجاد شکاف جنسیتی در کشور ما هستند.


در فراکسیون زنان، منشوری در بخش مدیریتی و همچنین در مصوبه برنامه ششم، بحث عدالت جنسیتی را مطرح و پس از آن، تدوین و تصویب نمودیم.

به طور کلی باید بگویم که برخی سیاست‌‌گذاران در سطوح کلان به این شکاف‌‌ها باور نداشته و مسأله‌‌ای به نام برابری جنسیتی را به منزله‌‌ی یک تفكر فمنیستی می‌‌بینند که گویی شایسته نیست پرداختن به آن در تصمیم‌‌سازی‌‌ها جایی داشته باشد؛ لذا شاخص‌‌های جهانی را مدّنظر قرار نمی‌‌دهند. در کشور ما، استانداردهای دوگانه‌‌ای در خصوص تأیید و ردّ این شاخص‌‌ها وجود دارد؛ یعنی زمانی که این شاخص‌‌ها به سود سیاست‌‌گذاران باشد، ارزشمند تلقی می‌‌شود و برعکس، هر زمان که به ضرر آنان باشد، این شاخص‌‌ها مطلقاً پذيرفته نمی‌‌شود! در نتيجه با وجود اهتمام و تلاش برخی مسئولان دولتی و مجلس، زنان از موقعیت و جایگاه مناسبی بهره‌‌مند نیستند و در سطوح کلان، رويداد و پیش‌‌آمدی که بتواند تغییری جدی در این حوزه ایجاد کند دیده نمی‌‌شود.



معمولا زمانی که از زنان صحبت می‌‌شود، آن دسته از بانوان و دخترانی که در مناطق محروم و در وضعیت پایین اقتصادی قرار دارند به فراموشی سپرده شده و غالباً مطالبات زنان طبقه‌‌ی شهری آشکارتر است.

شما به عنوان عضوی از کارگروه زنان روستایی، عشایر و مناطق محروم در معاونت زنان و خانواده ریاست‌‌‌‌‌‌‌‌جمهوری، چه تمهیداتی برای بهداشت، سلامت و آموزش این قشر در نظر گرفته‌‌اید و تا امروز چه کارهایی صورت گرفته است؟


ما یکی از کشورهای شرقی هستیم که در آن نگاه پدرسالارانه از بدو کودکی با ما رشد کرده است؛ در این نگاه، پدر و مادر در یک خانواده، برتری را مختصّ فرزند پسر می‌‌دانند. در خانواده‌‌های فرودست و آسیب‌‌پذیر با توجه به عدم وجود شرایط و موقعیت مناسب اقتصادی، حقّ آموزش و یادگیری فقط برای پسر خانواده در نظر گرفته می‌‌شود.


از نظر تاریخی، این شکاف و این نوع از قضاوت و داوری همواره وجود داشته و تا امروز با ما همراه است؛ حتی در توصیف برتری یک شخص، واژه جنسیتی « مرد » را در کنار نام آن شخص به کار می‌‌بریم. این نوع از کلیشه‌‌سازی‌‌ها در فرهنگ روزمره با ما همراه است.


فقدان منابع و فرصت‌‌های برابر، منجر به عمیق شدن این شکاف‌‌های جنسیتی می‌‌شود. زنان برای نشان دادن شایستگی‌‌های خود سعی کرده‌‌اند که از فرصت‌‌های موجود استفاده کنند و همه می‌‌دانند که باید چند برابر یک مرد تلاش کنند تا تلاش‌‌های آنان دیده شود. ما به‌‌واسطه کوچکترین لغزش و اشتباه از سوی یک زن، او را کنار می‌‌گذاریم و آنگاه انگِ زن بودن به مثابه یک واژه جنسیتی و به عنوان یک برچسب به آن شخص زده می‌‌شود و با این گفته که : « ببينيد زن بود و نتوانست، حالا شما بیایید و از زنان حمایت کنید! » تلاش می‌‌شود تا تمام ظرفیت‌‌ها و شایستگی‌‌های این فرد نادیده گرفته شود. در مقابل، تلاش‌‌های بی‌‌شمار یک زن، آنگونه که باید در سطح جامعه بازتاب داده نمی‌‌شود.


در بحث زنان روستایی و عشایر، کارگروهی که نام بردید فعالیت چندانی نکرد! ۷۵ درصد جمعیت ما جمعیت شهری است. مشکلی که زنان روستایی ما با آن مواجه‌‌اند این است که چون کار مناسب در روستا کم است، معمولا مردان روستایی برای کار به شهر می‌‌آیند و روستاها به صورت تک جنسیتی اداره می‌‌شود و به همین دلیل، زنان زیر بار فشارهای مضاعفی هستند. نکته‌‌ای که من برای من بسیار اهمیت دارد و می‌‌تواند یک نقطه‌‌ عطف و در عین حال کمکی جدی به زنان روستایی و در نهایت اقتصاد ملی ما باشد، رونق و توسعه مشاغل خانگی و هنرهای دستی در روستاها است. به طور سنتی اغلب زنان روستایی و عشایر از هنرها و مهارت‌‌هایی برخوردار بوده‌‌اند و به نظر می‌‌رسد رونق و توسعه مشاغل خانگی و هنرهای دستی در روستاها کمک شایانی خواهد کرد که بتوانیم زنان روستایی را در چرخه اقتصادی وارد کنیم. تا جایی که اطلاع دارم در این حوزه، زنان فعال در قالب ان‌‌جی‌‌او ها و سمن‌‌ها و به صورت کاملاً داوطلبانه در حال فعالیت هستند.


بنده نیز پس از پایان دوران نمایندگی، یکی از هدف‌‌هایم همین است که بتوانیم زنان روستایی که توان چنین کارهایی را دارند، به کار بگیریم تا هم اقتصاد خانواده رشد کند و هم زنان روستایی ما بتوانند روی پای خودشان بایستند و هم کمکی به اقتصاد کشور باشد.

” زنان برای نشان دادن شایستگی‌‌های خود باید چند برابر یک مرد تلاش کنند تا تلاش‌‌های آنان دیده شود. ما به‌‌واسطه کوچکترین لغزش و اشتباه از سوی یک زن، او را کنار می‌‌گذاریم و آنگاه انگِ زن بودن به مثابه یک واژه جنسیتی و به عنوان یک برچسب به آن شخص زده می‌‌شود و با این گفته که : « ببينيد زن بود و نتوانست، حالا شما بیایید و از زنان حمایت کنید! » تلاش می‌‌شود تا تمام ظرفیت‌‌ها و شایستگی‌‌های این فرد نادیده گرفته شود. در مقابل، تلاش‌‌های بی‌‌شمار یک زن، آنگونه که باید در سطح جامعه بازتاب داده نمی‌‌شود.



در مورد حضور زنان در مناصب حکومتی، به نظر می‌‌رسد یکی از مشکلات ما این است که فقط زنانی در این جایگاه قرار می‌‌گیرند که از رابطه‌‌های فامیلی و یا لابی با مردان سیاست برخوردار هستند، و این حضور هم بیشتر به دلیل ظاهرسازی برای نشان دادن اهمیت جایگاه زن در ساختار حاکمیت است، ولی عملاً از پتانسیل واقعی بانوان استفاده نمی‌‌شود.

شما ریشه این مشکل را در کجا می‌‌بینید. زنان ما هنوز به آن مهارت و دانش مدیریتی کافی نرسیده‌‌اند و یا نگاهی وجود دارد که با حضور زنان چندان موافق نیست؟



ساختارهای مردسالارانه و پدرسالارانه، فقدان فرصت‌‌ها و منابع برابر، عدم اعتماد به نفس و عدم ریسک‌‌پذیری زنان جدی‌‌ترین موانعی است که باعث می‌‌شود زنان نتوانند آنگونه که باید ظهور و بروز سیاسی و اجتماعی داشته باشند.



دین اسلام اهمیت زیادی به تربیت فرزندان و نقش مادران در خانه قائل است.  در حالی‌‌که حدود ۶۲.۱ درصد از زنان کشور ما «خانه‌‌‌‌‌‌‌‌دار» هستند، طبق سرشماری سال ۹۵ به طور میانگین ۳۵۰۰ زنِ خانه‌‌‌‌‌‌‌‌دار تحت پوشش بیمه سازمان تأمین اجتماعی قرار دارند. زنان خانه‌‌دار در حالی از حق بیمه بازنشستگی برخوردار می‌‌شوند که ماهیانه چیزی حدود ۳۰۰ هزار تومان پرداخت کنند. در خانه‌‌های مردسالار، کم پیش می‌‌‌‌‌‌‌‌آید که مرد حاضر به پرداخت این مبلغ باشد تا همسرش بعدها بتواند بازنشستگی دریافت کند.

آیا قانونی وجود دارد که اگر زنی خواهان بیمه‌‌شدن بود، مرد از لحاظ قانونی موظف به پرداخت حق بیمه ماهیانه او باشد؟



بودجه‌‌ پنج ساله‌‌ای که ما در قالب برنامه ششم توسعه تصویب کردیم، می‌‌گوید اعتبار ۳۰۰ میلیارد تومانی از طریق تأمین اجتماعی برای کمک و تسهیل به امور زنان اختصاص پیدا کند. بر همین اساس باید بازنشستگی زنان تسهیل شود؛ یعنی زنان خانه‌‌دار را بیمه کنند.



به هرحال باید ماهی ۳۰۰ هزار تومان واریز کنند؛ درست است؟



بنده در جریان آیین‌‌نامه داخلی وزارت رفاه که چه چیزی تنظیم کرده نیستم، ولی از طرف مجلس ۳۰۰ میلیارد اعتبار تخصیص داده شده است.



این حمایت دقیقا چگونه لحاظ می‌‌شود؟



این را باید در ردیف بودجه‌‌ای که برای بیمه زنان خانه‌‌دار در مجلس مشخص می‌‌شود دید؛ نحوه تخصیص را وزارت‌‌خانه انجام می‌‌دهد.



به نظر شما در حوزه کودک‌‌همسری، چه حرکتی باید در جوامع دانشگاهی، علمی و پزشکی رخ بدهد تا در مقابل تفکری که همچنان از این پدیده دفاع می‌‌کند، بتوانیم با پشتوانه‌‌‌‌ای علمی وارد شد بحث بشویم؟ آیا تا کنون فراکسیون زنان مجلس کاری در این خصوص انجام داده است؟
به نظر شما طرح هایی مثل افزایش وام ازدواج در این شرایط اقتصادی، بدون لحاظ کردن محدودیت سنی برای وام‌‌گیرندگان، به این امر دامن نمی‌‌زند؟



ما کمیسیونی به نام کمیسیون زنان نداریم، ما فراکسیون زنان داریم. فراکسیون زنان، نهادی غیررسمی است. در مدتی که در فراکسیون زنان حضور داشتم، کارهای زیادی انجام دادیم. از آنجایی که من در واحد زنان کمیسیون فرهنگی‌‌ مجلس هستم و اهداف فراکسیون زنان و کمیسیون فرهنگی در یک راستا بود توانستیم کارهای بزرگی انجام دهیم.  مقوله‌‌ی کودک‌‌همسری یک مقوله‌‌ی اجتماعی و فرهنگی است که متأسفانه فکر می‌‌کنم ناآگاهانه بار سیاسی و ایدئولوژیک پیدا کرده است؛ یعنی عده‌‌ای احساس می‌‌کنند با ترویج کودک‌‌همسری، از یک رویکرد سیاسی خاص دفاع می‌‌کنند و خود را مدافع اسلام می‌‌دانند و برعکس کسانی که مخالف این رویکرد هستند، با برچسب‌‌های متفاوتی رد و طرد می‌‌شوند.


پروانه سلحشوری : ردّ صلاحیت زنان از سوی شورای نگهبان به مراتب بیشتر از مردها بوده است! - این صدا


این را در نظر بگیرید که امروز حتی از بندرعباس، سیستان و بلوچستان گزارش‌‌هایی به ما می‌‌رسد که می‌‌گوید اعتقاد به اینکه کودک نباید ازدواج کند به یک مطالبه‌‌ی عمومی درآمده و خودِ جامعه مراقبت می‌‌کند؛ اما از طرفی، آنهایی که قدرت بیشتری نسبت به ما دارند به شدت در حال تبلیغ و ترویج این موضوع هستند. تصور کنید دختری که نمی‌‌تواند تا قبل از ۱۸ سال حساب بانکی داشته باشد و وام ازدواج به او تخصیص داده نمی‌‌شود، ولی در نظر برخی همین دختر می‌‌تواند تا قبل از رسیدن به این سنین ازدواج کند!


طبق اعلام معاونت وزارت ورزش و جوانان، بسیاری از خانواده‌‌ها پس از دریافت وام ازدواج، خودشان وام را استفاده می‌‌کنند. بسیاری از خانواده‌‌ها به دلیل فقر و تنگدستی، دختران خود را به ازدواج مردان در می‌‌آورند و همین باعث به وجود آمدن معضلات متعددی می‌‌شود.


بنده اگر در کمیسیون تلفیق بودم، تلاش می‌‌کردم برای کسانی که ازدواج برایشان جدی‌‌تر است و به دلیل مشکلات مالی از انجام آن بازمانده می‌‌شوند کاری کنم، نه کسانی که در سن رشد هستند و حتی آمادگی ازدواج از نظر رشد جسمی را ندارند. افزایش وام ازدواج مانند مسکن‌‌های موقتی می‌‌باشد که به هیچ وجه درمان قطعی جوانانی که آماده ازدواج هستند نخواهد بود و در عین حال موجب معضلاتی برای خانواده‌‌هایی خواهد شد که فرزندان خود را به زور به خانه شوهر می‌‌فرستند.

مقوله‌‌ی کودک‌‌همسری یک مقوله‌‌ی اجتماعی و فرهنگی است که متأسفانه فکر می‌‌کنم ناآگاهانه بار سیاسی و ایدئولوژیک پیدا کرده است؛ یعنی عده‌‌ای احساس می‌‌کنند با ترویج کودک‌‌همسری، از یک رویکرد سیاسی خاص دفاع می‌‌کنند و خود را مدافع اسلام می‌‌دانند و برعکس کسانی که مخالف این رویکرد هستند، با برچسب‌‌های متفاوتی رد و طرد می‌‌شوند.“



با توجه به تجربه چهار ساله شما، آیا حضور زنان در مجلس می‌‌تواند مؤثر باشد؟ آیا عواملی مثل رفتار دیگر نمایندگان در مجلس و نحوه قانون‌‌گذاری وجود دارد که منجر به عدم حضور زنان در مجلس شود؟


طبق قانون اساسی برای فعالیت و مشارکت سیاسی زنان هیچ منعی از نظر قانونی وجود ندارد. در مجلس از هر جهت حضور زنان ضرورت بیشتری دارد، ولی این حضور در شرایطی اثرگذار است که خودشان مقوم نگاه مردسالارانه نباشند! در مجلس به حضور زنانی نیاز است که بتوانند این شکاف جنسیتی ایجاد شده را به حداقل برسانند و بتوانند در جهت بهبود شرایط جامعه و بهبود شرایط زنان قدم بردارند. چنین مجلسی به عنوان  نهاد قانون‌‌گذاری می‌‌تواند در زمینه‌‌های گفته‌‌شده تأثیرگذار باشد.


من معتقدم که بهبود شرایط زنان به بهبود شرایط جامعه منجر خواهد شد. در برنامه ششم توسعه به زنان خانه‌‌دار بیمه تعلق گرفت، چون نگاه زنانه وجود داشت. ما توانستیم بیمه‌‌ای برای زنان خانه‌‌دار تعریف کنیم و برای این زنان سال گذشته ۳۰۰ میلیارد و سال قبل از آن ۲۳۰ میلیارد بودجه تخصیص داده شد. اگر زنان در این تصمیم‌‌سازی نبودند قطعاً توجهی به این موضوعات نمی‌‌شد. ما توانستیم توجه به زنان سرپرست خانوار را در اولویت کاری خود قرار دهیم. نگاه زنانه توانست درد زنان را درک و برای آن برنامه‌‌ریزی کند. به نظر من حضور زنان در این مواقع خیلی ضرورت دارد؛ اما نباید عده‌‌ای به اسم زن وارد مجلس بشوند بدون اینکه برای مشکلات زنان برنامه‌‌ای داشته باشند. زنانی باید به مجلس بروند که بتوانند از معضلات حوزه زنان دفاع کرده و برای رفع آن‌‌ها برنامه داشته باشند.



عوامل خاصی وجود دارد که اجازه ورود زنان را به مجلس ندهد؟



قانوناً منعی برای ورود زنان به مجلس وجود ندارد، اما ردّ صلاحیت زنان از سوی شورای نگهبان به مراتب بیشتر از مردها بوده است؛ یعنی ظاهراً قوانین نانوشته ولی اِعمال شده‌‌ای در این‌‌باره داریم!


عرصه سیاسی، عرصه ریسک است و بر اساس یک تئوری که من همیشه بر آن تأکید می‌‌کنم، قدرت ریسک یا میلِ به خطر انداختنِ خود در زنان کمتر است و به خصوص در ایران که این فعالیت‌‌ها هزینه‌‌هایی دارد، بسیاری از زنانی که ردّ صلاحیت شده‌‌اند حتی از سوی خانواده‌‌های خود مؤاخذه می‌‌شوند و به آنان می‌‌گویند شما چه مشکلی داشتید که ردّ صلاحیت شدید؟! در چنین شرایطی زنان ترجیح می‌‌دهند زندگی خود را به مخاطره نیاندازند، به خصوص در حوزه سیاسی که خطرها و آسیب‌‌های بیشتری دارد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.