تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۸

نگاهی به نقش سردار سلیمانی در طوفان‌‌های خاورمیانه

صادق پناهی‌‌نسب | دانشجوی دکتری جامعه‌‌شناسی سیاسی

ایستاده در طوفان

ایستاده در طوفان
مداخله‌‌ی کشورهای فرامنطقه‌ای در سیاست‌های خاورمیانه توازن قوا را به سمت ناپایداری سوق داده است؛ اما چرا خاورمیانه مرکز توجه قرار گرفت؟ و اینکه با کدامین استدلال خاورمیانه به نقطه‌‌ای راهبردی برای آمریکا تبدیل شد؟


در تعریف از خاورمیانه می‌‌توان آن را دیگ شیر جوشانی دانست که علی‌‌رغم وحدت دینی، دچار انشقاقات مذهبی و قومیتی گردیده است. بی‌‌شک تجزیه‌‌ی امپراتوری عثمانی به ‌‌دست استعمار به‌‌سان تله‌‌های انفجاری بود که هر ساله منطقه‌‌ای را درگیر خود ساخته است.

خاورمیانه همواره در طول تاریخ به عنوان منطقه‌‌ای دارای اهمیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک شناخته شده بود و در تاریخ معاصر پیدایش انرژی‌‌های فسیلی بیش از پیش بر اهمیت منطقه فوق‌‌الذکر افزوده است.


منطقه خاورمیانه حلقه‌‌ی اتصالی است میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا. وجود گسترده شاهراه‌های بین‌المللی در این منطقه موجب طمع بیش از پیش قدرت‌های بین‌المللی جهت نفوذ در آن شده است. تنگه بسفر و داردانل در ترکیه، کانال سوئز در مصر، تنگه هرمز در ایران، باب‌‌المندب در یمن، خلیج‌فارس، خلیج عدن و… بخشی از اهمیت راهبردی این منطقه محسوب می‌شوند.


تسلط بر مناطق مذکور، نقطه عطفی برای سرمایه‌‌داری جهانی و نگاه هژمونیک و برتری‌‌طلبانه آمریکا نسبت به جهان و بالاخصّ منطقه خاورمیانه و غرب آسیاست. شاه‌کلید حوادث خاورمیانه را می‌توان در نداشتن سامان سیاسی خلاصه نمود. شروع هزاره سوم برای مردم منطقه چندان خوش‌یمن نبود؛ چراکه ما شاهد فصل جدیدی از ساختارهای آنارشیستی هستیم. در این راستا ناپایداری ترتیبات امنیتی، تصاعد منازعات داخلی، معمای امنیت و مداخله قدرت‌های بزرگ در خاورمیانه این منطقه را به محیطی تنش‌زا تبدیل کرده است.


مداخله‌‌ی کشورهای فرامنطقه‌ای در سیاست‌های خاورمیانه توازن قوا را به سمت ناپایداری سوق داده است؛ اما چرا خاورمیانه مرکز توجه قرار گرفت؟ و اینکه با کدامین استدلال خاورمیانه به نقطه‌‌ای راهبردی برای آمریکا تبدیل شد؟ حضور آمریکا به‌عنوان یک بازیگر فعال فرامنطقه‌‌ای در خاورمیانه با دو هدف انجام شد: هدف اول، تجزیه شدن خاورمیانه با طرح نظریه‌پرداز و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون یعنی برنارد لوئیس بود. در این طرح، کشورهای مهم و ثروتمند خاورمیانه هرکدام بر اساس شاخص‌های نژادی، زبانی و منطقه‌ای به چند کشور تقسیم می‌شدند. آمریکا جهت اجرای این طرح، حمله به عراق و افغانستان را به کمک قدرت رسانه‌ها با توجیه کلاهک هسته‌ای و خطر دفع تروریسم بعد از اتفاقات یازده سپتامبر آغازکرد.

 
اما این جنگ‌ها برای آمریکا تبدیل به جنگ‌های فرسایشی شدند تا جایی که کمپین انتخاباتی اوباما در سال ۲۰۰۸ یکی از شعارهای خود را خارج کردن نظامیان آمریکایی از عراق و افغانستان انتخاب کرد. نتیجه ندادن طرح اول، یعنی تجزیه و شروع بهار عربی یا بیداری اسلامی در منطقه منجر به پیاده‌‌شدن طرح دوم گردید، یعنی درهم کوبیدن با کمک داعش.


شکل‌گیری و حضور داعش در منطقه منجر به شروع دوباره وضعیت آنارشیستی و به محاق رفتن امنیت بود در چنین فضایی کشورهایی که احساس خطر و تهدید می‌کنند از طریق موازنه‌‌سازی درون‌گرا یعنی تقویت و افزایش توانایی‌های خود یا از طریق موازنه‌‌سازی برون‌گرا یعنی کمک گرفتن از دیگر کشورها به مقابله با برهم‌‌زننده توازن برمی‌خیزند.


به دلیل ناتوانی در دولت‌‌سازی و ملت‌سازی، تکثر هویت‌های قومی، مذهبی و نژادی و همچنین عدم آمادگی کشورهای عراق و سوریه با چنین پدیده‌ای (داعش) عملاً موازنه‌‌سازی درون‌گرا امکان‌ناپذیر بود؛ اما در بعد برون‌گرایی گسل‌های قومی، فرهنگی و مذهبی نیز در منطقه باعث شده که هرکدام از کشورها دیگری را برای خود تهدید بدانند؛ تنها کشور قابل‌اتکا را ایران تشخیص دادند و با دعوت رسمی دولت‌های سوریه و عراق، جمهوری اسلامی ایران با فرماندهی سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی وارد نبرد با داعش گردید.


هر دو سناریو یعنی طرح تجزیه و درهم کوبیدن را سردار سلیمانی نقش بر آب کرد. سردار در مقابل دو جبهه قرار داشت : آمریکا و تروریست‌ها. به‌نوعی می‌توان گفت وی همان ایستاده در طوفان خاورمیانه بود که با اقدامات خود، معادلات منطقه‌ای آمریکا و استراتژی‌های سیاست خارجی ترامپ را با شکست مواجه کرد؛ بنابراین ترامپ از سر استیصال دست به کنشگری زد.


نگاهی به نقش سردار سلیمانی در طوفان‌‌های خاورمیانه


کشورها کنشگرانی خردمند هستند؛ یعنی آن‌ها قادر به اتخاذ راهبردهای درستی هستند که چشم‌انداز و امید بقای آنان را بیشینه می‌سازد. البته ممکن است که رهبران آن‌ها گاهی دچار سوء‌‌ محاسبه شوند و از این‌رو، برخی از مواقع مرتکب اشتباه‌‌های بزرگی می‌شوند. به نظر بنده، کاری که ترامپ با ترور سردار سلیمانی انجام داد همان خطای محاسباتی بود؛ چراکه اولاً  شخصیتی را هدف قرار داد که از محبوبیت بالایی در بدنه‌‌ی جامعه و ساختار برخوردار بود؛ ثانیاً نفر اول خط مقدم مبارزه با تروریست را ترور کرد.


ترامپ با این ترور دو هدف داشت : یک، رهایی از مخمصه استیضاح و فریب افکار عمومی در داخل آمریکا. دوم، حضور پرقدرت در انتخابات ۲۰۲۰ تا از آن به‌عنوان برگ برنده استفاده کند؛ اما به علت این‌که این حرکت با پیامدهای اجتماعی  گسترده‌ای همراه بوده چه در داخل ایران و چه بیرون از مرزها و در نگاه مردم ایران علاوه بر بعد دینی و ایدئولوژی، غرور ملی را خدشه‌دار کرده است.


قطعاً جمهوری اسلامی ایران باید پاسخی قاطع در زمان و مکان مناسب به این حرکت بدهد. امروز افکار عمومی جامعه ایران فضا را برای دادن پاسخ فراهم کرده‌ است. اینکه واکنش ایران در چه سطح و در چه بازه‌‌ی زمانی باشد را باید به متخصصان حوزه خود واگذار کنیم؛ اما نوع و گستره‌‌ی پاسخ ایران در انتخابات آمریکا و آینده منطقه خاورمیانه بی‌تأثیر نخواهد بود. معتقدم که جبهه و مکتب مقاومت امروز وارد فاز نهادگرایی در کشورهای منطقه گردیده است که نقطه ثقل نهادگرایی را می‌توان تأکید بر نقش نهادها به ‌عنوان یک متغیر مستقل در شکل دادن به فرآیندها و نتایج کنش‌های فردی و جمعی و پدیده‌های سیاسی و اجتماعی دانست.

در آخر می‌توان گفت که دنیا در پی آن است که نظم نوین جدیدی را طراحی کند. نظم نوینی که از تک‌قطبی و دوقطبی بودن خارج می‌شود و ما با چندین قطب قدرت در عرصه جهانی و بین‌المللی مواجهیم.




*انتشار این یادداشت در « این‌‌صدا » لزوماً به معنای تأیید کامل محتوای متن و مقصود نگارنده نیست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دکتر افراخته دوشنبه , ۱۶ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۸

درود بر دکتر پناهی عزیز که مسایل سیاسی خاورمیانه را بسیار منطقی تحلیل کردند. گفتاری که نشات گرفته از فکر سپهبد شهید سلیمانی است . این است مکتب سلیمانی

تازش دوشنبه , ۱۶ دی ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۵

این مرز و بوم ن تنها در مسائل نظامی بلکه در اقتصاد سیاست فرهنگ و مذهب نیار به سلیمانی هایی زیادی دارد به امید جبران گذشته سامان حال و ساختن آینده. تحلیل به جا و آینده نگریست دکتر عزیز..