تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۵

مشارکت یا تحریم انتخابات در گفت‌‌وگوی تحلیلی «این‌‌صدا» با دو فعال سیاسی اصلاح‌‌طلب :

مرتب : گزینه‌‌های دیگری علاوه بر دوگانه‌‌ی « تحریم – مشارکت فعال » وجود دارد / روشن : در جوامع توده‌‌وار سخن از تحریم انتخابات شعاری بی‌‌حاصل خواهد بود

مرتب : گزینه‌‌های دیگری علاوه بر دوگانه‌‌ی « تحریم – مشارکت فعال » وجود دارد / روشن : در جوامع توده‌‌وار سخن از تحریم انتخابات شعاری بی‌‌حاصل خواهد بود
مهندس مازیار مرتب، عضو شورای منطقه سازمان عدالت و آزادی و دکتر محمدحسین روشن، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در فارس در این گفت‌‌وگو به سه پرسش «این‌‌صدا» پاسخ داده‌‌اند.


این‌‌صدا / سرویس سیاست : در دوگانه‌‌ی مشارکت یا تحریم انتخابات کدامیک را باید برگزید؟ حمایت اصلاح طلبان از روحانی و سرخوردگی جریان سیاسی حامی رئیس جمهور، این روزها صندوق رأی و مشارکت در انتخابات را نه تنها برای مردم بلکه برای بسیاری از آنان که در پیروزی روحانی نقش بسزایی داشتند، کم اهمیت کرده است؛ برای مثال می‌‌توان به اظهار پشیمانیِ صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و از اصلی‌‌ترین حامیان روحانی در انتخابات سال ۹۲  اشاره کرد.

کمپین‌‌های توییتری و اینستاگرامی برای تحریم انتخابات از یکسو و گلایه‌‌های مردم از اصلاح طلبان به عنوان حامیان روحانی از سوی دیگر، سوالات متعددی را در ذهن بسیاری ایجاد کرده است. بر آن شدیم برای پاسخ به برخی از این سوالات با دو فعال سیاسی شناخته‌‌شده در شیراز گفت‌‌وگو کنیم.

مهندس مازیار مرتب، فعال سیاسی – اجتماعی و از اعضای سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دکتر محمدحسین روشن، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در فارس و از اعضای سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی در این گفت‌‌وگو به سه پرسش « این‌‌صدا » پاسخ داده‌‌اند که در ادامه می‌‌خوانید :



این روزها وقتی با مردم هم‌‌صحبت می‌‌شویم، خیلی‌‌ها مشکلات فعلی کشور را به رئیس جمهور و دولت او مرتبط می‌‌دانند و از آنها که در سال‌‌های ۹۲ و ۹۶ در حمایت و پیروزی روحانی نقش داشته‌‌اند گله می‌‌کنند و می‌‌گویند شما باید پاسخگوی حمایت خود در آن روزها باشید و بگویید با چه توجیهی از ما خواستید که به روحانی رأی بدهیم؟ به نظر شما در مواجهه با چنین  پرسش‌‌ها و گلایه‌‌هایی، پاسخ اصلاح طلبان به عنوان جدّی‌‌ترین حامیان روحانی چه باید باشد؟



مرتب : در پاسخ به این سوال شما ، اجازه بدهید کمی عبارات و واژه‌‌ها را دقیق‌‌تر تعریف کنیم تا به نتیجه‌‌ی مشخص‌‌تری برسیم. اولاً وقتی صحبت از مشکلات فعلی کشور می‌‌کنیم، فرض را بر این بگذاریم که منظورمان مشکلات کشور در سه بخش اقتصاد، سیاست داخلی و سیاست خارجی است.

اگر منظور شما در سوال از به‌‌کار بردن عبارت « خیلی از مردم » اکثریت مردم است، تجربه‌‌ی شخصی من در مواجهه با مردم مؤید این نتیجه نیست. مردم خیلی خوب می‌‌دانند که مشکلات فعلی کشور در هر کدام از سه بُعدی که اشاره کردم، علت یگانه ندارد، بلکه علل چندگانه دارد.


ضعف یا انفعال روحانی و دولت یازدهم و خصوصاً دولت دوازدهم او تنها یکی از علل مشکلات کشور، خصوصاً در حوزه‌‌ی سیاست داخلی است. یکی دیگر از علل مشکلات فعلی کشور در هر سه حوزه، میراثی است که از دولت‌‌های نهم و دهم به ارث رسید. چه در اقتصاد با به فنا دادن ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد کشور، چه در سیاست خارجی با بی‌‌توجهی به اجماع جهانی علیه کشور و نهایتاً تصویب قطعنامه‌‌های تحریم شورای امنیت، و چه در سیاست داخلی، با شخم زدن نظم موجود و بستن فضای سیاسی.


سومین علت به تصمیمات حاکمیت و کلیت نظام برمی‌‌گردد که عام‌‌تر از دولت به معنای قوه‌‌ی مجریه است و دولت در اتخاذ آن تصمیمات یا کاره‌‌ای نیست یا نقش کمی دارد. مثلاً در خروج یکباره‌‌ی آمریکا از برجام، دولت روحانی چه تقصیری دارد؟ یا وقتی هنوز پذیرش FATF در کشور به نتیجه نرسیده است، چه ربطی به قوه‌‌ی مجریه دارد؟ یا وقتی رییس جمهور سوریه بدون اطلاع وزارت خارجه‌‌ی دولت به ایران دعوت شده است، چه تقصیری متوجه دولت و وزارت خارجه است؟


به نظر من اکثریت مردم ما به این مسائل بسیار واقف‌‌اند و به همین جهت، می‌‌دانند که در کدام بخش از مشکلات و با چه سهمی باید دولت را مقصر دانست. اگر هم هنوز بخشی از مردم در خصوص چرایی حمایت اصلاح طلبان از روحانی در دو دور گذشته سوالی داشته باشند، به نظر من پاسخ اصلاح طلبان همان پاسخ صحیح و منطقی همیشگی است. روحانی گزینه آرمانی اصلاح طلبان نبوده و نیست. اصلاح طلبان در سال ۹۲ از مناسب‌‌ترین گزینه‌‌ی موجود که قابلیت رأی‌‌آوری نیز داشته باشد حمایت کردند و در سال ۹۶ نیز از مناسب‌‌ترین گزینه‌‌ی موجود.

عرصه‌‌ی سیاست، مشابه عرصه‌‌ی هنر و ادبیات نیست که در آن خیال‌‌بافی و رؤیاپردازی و یا پرواز بر فراز ابرها جایی داشته باشد. عرصه‌‌ی سیاست، زمینی و واقعی است.


” مرتب : در خروج یکباره‌‌ی آمریکا از برجام، دولت روحانی چه تقصیری دارد؟ یا وقتی هنوز پذیرش FATF در کشور به نتیجه نرسیده است، چه ربطی به قوه‌‌ی مجریه دارد؟ یا وقتی رییس جمهور سوریه بدون اطلاع وزارت خارجه‌‌ی دولت به ایران دعوت شده است، چه تقصیری متوجه دولت و وزارت خارجه است؟

روحانی گزینه آرمانی اصلاح طلبان نبوده و نیست. اصلاح طلبان در سال ۹۲ از مناسب‌‌ترین گزینه‌‌ی موجود که قابلیت رأی‌‌آوری نیز داشته باشد حمایت کردند و در سال ۹۶ نیز از مناسب‌‌ترین گزینه‌‌ی موجود. “



روشن : سرخوردگی و یأس حاکم بر جامعه دلایل متعددی دارد که ریشه‌‌ی اصلی آن به ساختار نامتوازن نظام سیاسی حاکم بر کشور باز می‌‌گردد. ساختاری که در آن، قدرت در اختیار نهادهای انتصابی و مسئولیت بر دوش نهادهای انتخابی است. در میتینگ‌‌های انتخاباتی همه ما این ساختار را فراموش می‌‌کنیم و آن چنان جامعه را به وجد  می‌‌آوریم که گویی تمام قدرت سیاسی در اختیار نهادهای انتخابی است؛ اما بعد از انتخابات به ناچار می‌‌بایست در زمین واقعیت بازی کنیم.


روحانی زیرکانه از این وضعیت در ایام انتخابات بهره‌‌برداری کرد و وعده‌‌هایی به مردم داد که حتی تندروترین طیف‌‌های اصلاح طلبان را نیز به وجد آورده بود و این در حالی صورت پذیرفت که خاتمی نشان داده بود که اختیارات رئیس جمهوری به مراتب از آنچه در قانون اساسی آمده کمتر است؛ خصوصا در دوره هشت ساله احمدی نژاد، با واگذاری بخش‌‌های کلیدی اقتصاد و حتی بخش‌‌هایی از سیاست خارجی به نهادهای نظامی و تقویت نهادهای موازی امنیتی، نقش نهادهای انتخابی کم‌‌رنگ‌‌تر از گذشته گردید.


حمایت اصلاح طلبان از روحانی در سال ۹۲ تصمیمی کاملاً سنجیده بود که هم از نظر منافع ملی و هم از نظر ترمیم رابطه‌‌ی حاکمیت با اصلاح طلبان بهترین تصمیم ممکن بود. در دولت اول روحانی شاهد بودیم که  تصمیمات دولت وی، مورد حمایت و رضایت اکثریت قاطع ملت قرار گرفت؛ اما در سال ۹۶ حمایت بی‌‌قید و شرط اصلاح طلبان بدون داشتن نقشه‌‌ی راه مشخص و بدون اینکه نقش و جایگاه خودشان را در کابینه و دولت دوازدهم  ترسیم کرده باشند، خطای بزرگی بود.

مشارکت یا تحریم انتخابات در گفت‌‌وگو با دو فعال سیاسی اصلاح‌‌طلب - این صدا


اصلاح طلبان به خوبی می‌‌دانستند شعارهای روحانی در برخی زمینه‌‌ها صرفاً کارکرد انتخاباتی دارد و امکان تحقق ندارد. در آن زمان می‌‌بایست اولاً قبل از عقد اخوت با روحانی، تکلیف نیروهای تأثیرگذار خود در کابینه و خصوصاً مشاوران و معاونان نزدیک به رئیس جمهور را مشخص می‌‌کردند. ثانیاً با استفاده از نیروهای خود و رسانه‌‌های موجود، سطح انتظارات جامعه را به واقیعت نزدیک‌‌تر می‌‌ساختند.


در هر صورت در پاسخ به منتقدان امروزی باید گفت که در سال ۹۶ ما در انتخاب میان ورحانی و رئیسی، دو گزینه‌‌ی موجود داشتیم. به جایگاه حقیقی رییس جمهور در ساختار واقعی قدرت و به ضعف‌‌های روحانی نیز آگاه بودیم اما هنوز هم اعتقاد داریم اگر قوه‌‌ی مجریه در اختیار جناح تندرو اصولگرا قرار می‌‌گرفت، شرایط امروز می‌‌توانست بدتر از این باشد. از این گذشته، اگر در انتخابات آمریکا ترامپ پیروز نشده بود و حتی اگر گرایش‌‌های میانه‌‌رو در میان جمهوری‌‌خواهان قدرت را در ایالات متحده در دست گرفته بودند، امروزه اجرای کامل برجام در وضعیت کاملاً متفاوتی قرار داشت.

فراموش نکنیم در دنیای سیاست هیچ‌‌گاه نمی‌‌توان تمام اتفاقات آتی را پیش‌‌بینی کرد. بسیاری از مشکلات امروز کشور ما انعکاس حاکمیت تندروترین گرایش نومحافظه‌‌کار در آمریکاست؛ اتفاقی که حتی برای تحلیلگران سیاسی غرب نیز غیرمنتظره بود.

” روشن : سرخوردگی و یأس حاکم بر جامعه دلایل متعددی دارد که ریشه‌‌ی اصلی آن به ساختار نامتوازن نظام سیاسی حاکم بر کشور باز می‌‌گردد. ساختاری که در آن، قدرت در اختیار نهادهای انتصابی و مسئولیت بر دوش نهادهای انتخابی است.

روحانی زیرکانه از این وضعیت در ایام انتخابات بهره‌‌برداری کرد و وعده‌‌هایی به مردم داد که حتی تندروترین طیف‌‌های اصلاح طلبان را نیز به وجد آورده بود و این در حالی صورت پذیرفت که خاتمی نشان داده بود که اختیارات رئیس جمهوری به مراتب از آنچه در قانون اساسی آمده کمتر است. “



هر چه به پایان دولت دوم روحانی نزدیک‌‌تر می‌‌شویم ، به نظر می‌‌رسد نسبت اصلاح طلبان با روحانی شباهت بیشتری پیدا می‌‌کند با نسبت اصولگرایان با احمدی نژاد در سال‌‌های پایانی دولت دوم او! اصولگرایان و اصلاح طلبان با اینکه پررنگ‌‌ترین نقش را در پیروزی احمدی نژاد و روحانی داشتند اما رفته رفته اختلافات جدی‌‌تر شد. امروز اصلاح طلبان اگر منتقد روحانی و عملکرد وی نباشند ، دست کم ترجیح می‌‌دهند بی‌‌تفاوت از کنار وی بگذرند؛ بعضی از اصلاح طلبان از این فراتر رفته و خواهان استععفای روحانی شده‌‌اند. قصه اصولگرایان با احمدی‌‌نژاد در سال‌‌های آخر نیز کم و بیش همین بود. شما فکر می‌‌کنید چرا این تجربه‌‌ی تاریخی باز تکرار شده است؟


مرتب : به‌‌نظر می‌‌رسد بیش از آنکه وجه اشتراک مخالفت برخی حامیان احمدی‌‌نژاد با او در مقایسه با مخالفت برخی حامیان روحانی با مشی ایشان قابل توجه باشد، وجه افتراق آن قابل توجه است! مخالفت حامیان احمدی‌‌نژاد در آن زمان به دلیل دور شدن او از هسته‌‌ی صلب قدرت بود و علت بخشی از انتقادات حامیان روحانی از وی، به دلیل نزدیکتر شدن او به هسته‌‌ی صلب قدرت است.


به نظر من در بین اصلاح طلبان، نسبت آن دسته از منتقدینِ به روحانی که خواهان استعفای او باشند به نسبت دیگر منتقدین او، اصلاً قابل مقایسه و قابل توجه نیست؛ از طرفی وقتی شخص روحانی گاه خواسته و ناخواسته به پیشنهادهای ساده‌‌تر دیگر منتقدین اصلاح طلب، پاسخ قابل اعتنائی نمی‌‌دهند، طرح پیشنهاد استعفاء به ایشان، در واقعیت فقط می‌‌تواند مناسب یک تیتر ژورنالیستی زودگذر باشد؛ چراکه وقوع آن، نه ممکن است و نه شاید مفید.


اینکه چرا نقد اصلاح طلبان به روحانی و دولت او بیشتر شده است؟ نسبت مستقیمی دارد با میزان توقعات اجابت نشده‌‌ی منتقدان. هر گاه آقای روحانی و دولت او توجه کمتری به نظرات و پیشنهادهای مطرح شده توسط طیفی از اصلاح طلبان نشان دهند طبیعتاً حجم نقدهای این طیف نیز بیشتر می‌‌شود.

این موضوع مستقیماً ربطی به نزدیکتر شدن به انتهای دوره‌‌ی ایشان ندارد. اکثریت اصلاح طلبان، اگر در چهار سال اول دولت یازدهم نیز با عدم توجه و اقبال ایشان به توصیه‌‌ها و پیشنهادها مواجه می‌‌شدند باز هم فیتیله‌‌ی نقد خود را بالاتر می‌‌کشیدند.

” مرتب : مخالفت حامیان احمدی‌‌نژاد در آن زمان به دلیل دور شدن او از هسته‌‌ی صلب قدرت بود و علت بخشی از انتقادات حامیان روحانی از وی، به دلیل نزدیکتر شدن او به هسته‌‌ی صلب قدرت است. “



روشن : تجربه‌‌ی اصولگرایان با احمدی‌‌نژاد نه تنها در مورد اصلاح طلبان با روحانی، بلکه در دوره مرحوم هاشمی نیز تکرار شده بود. چنین اتفاقاتی ریشه در ساختار سیاسی توده‌‌وار و هیئتیِ ساختار سیاسی حاکم بر کشور دارد. در دنیای امروز احزاب از چند سال  قبل از انتخابات در رقابت‌‌های درون حزبی شاخص‌‌ترین نیروهای خود را به عنوان گزینه‌‌های احتمالی در نظر می‌‌گیرند و در یک پروسه‌‌ی مشخص، این افراد با هم رقابت کرده و نهایتاً موفق‌‌ترین آنها به عنوان کاندیدای حزب معرفی خواهد شد. برنامه‌‌ی چهارساله حزب و اعضای دولت سایه نیز قبل از انتخابات در حزب مشخص شده است.


تا زمانی که احزاب جایگاه واقعی خود را در نظام سیاسی به دست نیاورند و جناح‌‌های سیاسی ناچار باشند چند روز مانده به انتخابات از میان گزینه‌‌های باقی‌‌مانده که نه عضو حزب هستند و نه تعهدی به احزاب دارند، کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند، این اتفاق امری بدیهی خواهد بود.


این روزها که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می شویم، گروهی از اصلاح طلبان از تحریم انتخابات و بخشی دیگر هنوز از شرکت فعالانه سخن می گویند؛ در دوگانه تحریم یا حضور به کدام سو باید رفت ؟ اگر تحریم با چه تحلیلی و اگر مشارکت با چه شرایطی؟



روشن : مشارکت فعال در انتخابات نیازمند لوازم و پیش‌‌نیازهای خاص خود می‌‌باشد که حداقلّ آن تأیید صلاحیت گزینه‌‌های رده اول احزاب و جناح‌‌های سیاسی است. در شرایطی که حتی اصلاح طلبان رده چندم نیز ردّ صلاحیت شده‌‌اند، هیچ توجیهی برای شرکت در انتخابات که مستلزم معرفی لیست به مردم باشد وجود نخواهد داشت. هر چند هنوز هم معتقد هستم در حوزه‌‌هایی که نامزدهای اصلاح طلبی با سابقه‌‌ی روشن که تعهد اخلاقی به مرام اصلاح طلبی دارند، وجود داشته باشد می‌‌توان فعال بود و اقلیتی هر چند تأثیرگذار به مجلس فرستاد.


اما در مورد تحریم انتخابات باید گفت که در جوامع توده‌‌وار که وارد سازمان‌‌یافتگی مشخصی در قالب سندیکاها و نهادهای مدنی و احزاب سیاسی نشده است و یا بخش عمده‌‌ی جامعه نیز تمایلی برای عضویت در این نهادها ندارند، سخن از تحریم انتخابات شعاری بی‌‌حاصل خواهد بود.

” روشن : در مورد تحریم انتخابات باید گفت که در جوامع توده‌‌وار که وارد سازمان‌‌یافتگی مشخصی در قالب سندیکاها و نهادهای مدنی و احزاب سیاسی نشده است و یا بخش عمده‌‌ی جامعه نیز تمایلی برای عضویت در این نهادها ندارند، سخن از تحریم انتخابات شعاری بی‌‌حاصل خواهد بود. “



مرتب : دوگانه‌‌ی « تحریم – مشارکت فعال » جامعِ همه‌‌ی گزینه‌‌های ممکن نیست که الزام به انتخاب فقط یکی از این دو وجود داشته باشد. گزینه‌‌های دیگری هم وجود دارند که می‌‌توانند به اقتضای شرایط مورد توجه قرار بگیرند. مثلاً یک گزینه‌‌ی سوم « نه تحریم – نه مشارکت » است. بر خلاف انتخابات ریاست جمهوری که ملی است و خروجی آن فقط یک نفر است، انتخابات مجلس به دلیل گستردگی حوزه‌‌های انتخابیه و تعدد کرسی‌‌های انتخابی، « بومی – منطقه‌‌ای » محسوب می‌‌شود. به فرض، وقتی که اصلاح طلبان به دلیل تنگ شدن دایره‌‌ی نظارت ناصواب استصوابی و فیلتر شدن کاندیداهای خود در یک حوزه‌‌ی انتخابیه، هیچ کاندیدی نداشته باشند، طبیعی است که در آن حوزه، مشارکت فعال آنان اصلاً هیچ معنایی ندارد؛ اما ممکن است در حوزه‌‌ی انتخابیه‌‌ی دیگری، اصلاح طلبان یا به تعداد کرسی‌‌های آن حوزه کاندیدای قابل قبول داشته باشند که در این‌‌صورت قاعدتاً مشارکت می‌‌کنند؛ یا اینکه تعداد کاندیداهای قابل اعتماد آنها که از سدّ تأیید صلاحیت گذشته‌‌اند، کمتر از کرسی‌‌های انتخابی است که در این‌‌صورت در آن حوزه، نه با مشارکت فعال مواجه خواهیم بود و نه با تحریم، بلکه با یک لیستِ غیرکامل مواجه خواهیم بود. پس قاعدتاً گزینه‌‌های دیگری نیز علاوه بر دوگانه‌‌ی « تحریم – مشارکت فعال » وجود دارد.

مشارکت یا تحریم انتخابات در گفت‌‌وگو با دو فعال سیاسی اصلاح‌‌طلب - این صدا


تا این زمان، ردّ صلاحیت‌‌های انجام شده توسط هیئت‌‌های اجرائی و هیئت‌‌های نظارت یا به اصطلاح منقول از دبیر شورای نگهبان : « عدم احراز صلاحیت‌‌ها »، نه تنها فضای امیدوارکننده‌‌ای را برای اصلاح طلبان ترسیم نکرده است، بلکه حلقه‌‌ی فیلترینگ به مراتب تنگ‌‌تر و سخت‌‌تر شده؛ در نتیجه طبیعی است که از همین حالا بتوان سنگینیِ فضای غیررقابتی را حس کرد و به تبع، پایین آمدن مشارکت مردمی را هم پیش‌‌بینی نمود. این موضوع نه تنها برای اصلاح طلبان که برای کلّ نظام و حاکمیت و کشور به هیچ وجه سودمند نیست.

” مرتب : حلقه‌‌ی فیلترینگ به مراتب تنگ‌‌تر و سخت‌‌تر شده؛ در نتیجه طبیعی است که از همین حالا بتوان سنگینیِ فضای غیررقابتی را حس کرد و به تبع، پایین آمدن مشارکت مردمی را هم پیش‌‌بینی نمود. این موضوع نه تنها برای اصلاح طلبان که برای کلّ نظام و حاکمیت و کشور به هیچ وجه سودمند نیست. “



این نکته به کرّات توسط بسیاری از دلسوزان، سرمایه‌‌های اجتماعی، نخبگان علم سیاست و عالمان علوم اجتماعی گفته شده که می‌‌توان و باید از افزایش مشروعیت داخلی و بالا بردن اعتماد عمومی بهره جست و از نتایج مثبت آن برای مردم و کشور بهره چید؛ خصوصاً در این زمان که فشارها و تهدیدات خارجی بیش از هر زمان دیگری است؛ اما ظاهراً این توصیه‌‌ها، نه تنها توسط نظام و هسته‌‌ی صلب قدرت به کار گرفته نشده و نمی‌‌شود، بلکه تاکنون کاملاً بر خلاف آن توصیه عمل شده است. در هر حال، به نظر من نکات مهم و قابل تأمل دیگری علاوه بر این مسائل وجود دارد :


یک : حتی اگر شرایط فیلترینگ بدتر از این شود، تحریم انتخابات توسط اصلاح طلبان هم خط بطلان کشیدن بر یکی از امکان‌‌های ایجاد تغییرات تدریجی است و هم به معنای حذف تدریجی و نهایتاً کامل آنان از امکان ورود آتی به عرصه‌‌های قدرت؛ لذا تحریم انتخابات هیچ دردی را چاره‌‌ساز نیست.


دو : تجربه به اصلاح طلبان نشان داده که نه تنها اِعمال سیاست « انتخاب سلبی » به جای انتخاب ایجابی جوابگو نبوده، بلکه به بعضی کاندیداهای ایجابی که به نام لیست امید امکان ورود به مجلس را یافتند نیز نمی‌‌توان اطمینان کامل داشت؛ پس بهتر است در صورت وجود، فقط برای کاندیداهایی آبرو هزینه کرد که قبلاً در مورد استقامت و وفاداری و پاکدستی و شجاعت آنان اطمینان حاصل شده باشد. اگر هم تعداد چنین کاندیداهایی کم بود یا اصلاً نبود، چه باک؟


سیاهیِ لشکر نیاید به کار                               یکی مرد جنگی به از صد هزار


بر اساس اطلاعاتی که اینجانب تاکنون حاصل کرده‌‌ام و با فرض اینکه اتفاق دیگری تا زمان اعلام نهایی تأییدشدگان نیافتد که بعید می‌‌دانم چنین اتفاقی بیافتد، ظاهراً در کل کشور، چندان کاندیداهای قابل عرضه‌‌ای برای اصلاح طلبان باقی نمانده است و لذا بعید است اصلاح طلبان در انتخابات پیش‌‌رو، مشارکت فعالی داشته باشند؛ چون کاندیداهای آنان عمدتاً فیلتر شده‌‌اند.


سه : و از همه مهمتر اینکه، اصل این موضوع را به یاد داشته باشیم که همه‌‌ی این تلاش‌‌های انتخاباتی برای کسب کرسی‌‌های مجلسی صورت می‌‌گیرد که اولاً برخی شوراها با تضییع شأن آن، به موازات به وضع قانون می‌‌پردازند و ثانیاً عده‌‌ای من‌‌جمله تعدادی از همین نمایندگان مجلس فعلی معتقدند مجلس نه تنها در رأس امور نیست که در مواردی همچون افزایش قیمت اخیر بنزین که تبعات سوء زیادی برای مردم و کشور به دنبال داشت، مجلس حتی در جریان امور نیز نبوده است! بازگرداندن اعتبار به جایگاه مجلس و در رأس امور نشاندن آن نیز فقط به واسطه‌‌ی تلاش خود مجلس و مجلسیان مقدور و ممکن نیست، بلکه اراده‌‌های خارج از مجلس نیز نقش عمده‌‌ای در این موضوع دارند که باید به این موضوع نیز عنایت داشت. / پایان

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.