تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۵

قربانی تلخی عملکرد ضعیف اصلاح‌‌طلبان

بهزاد کاظمی | فعال سیاسی عدالت‌طلب آزادی‌خواه

بیچاره شیرینی بی‌‌گناه

بیچاره شیرینی بی‌‌گناه
اصلاح‌‌طلبان باید به‌‌جای فرافکنی و تحریف واقعیت‌‌های روشن انتخابات سال ۱۳۸۴ و عدم پذیرش مسوولیت خود در آن زمان، در جستجوی علل اصلی ناامیدی مردم از شرکت در انتخابات پیش‌‌رو به ویژه نقش جریان خود در این ناامیدی و سپس انذار صحیح تبعات خطرناک آن باشند.


این‌‌صدا : در روزهای گذشته سعید نظری، روزنامه‌‌نگار و عضو شورای شهر شیراز یادداشتی را با عنوان «قند خون من و قصه تحریم انتخابات! » در اختیار « این‌‌صدا » قرار داد که در آن نسبت به تحریم انتخابات پیش‌‌رو و قهر با صندوق رأی هشدار داده و روی کار آمدن محمود احمدی‌‌نژاد و وضعیت کشور در ۸ سال دولت او را نتیجه تحریم صندوق‌‌های رأی در سال ۸۴ معرفی کرده بود.

این یادداشت پس از انتشار با واکنش‌‌های مختلفی روبه‌‌رو شد. بهزاد کاظمی، فعال سیاسی و مدنی، یادداشتی را برای تحریریه « این‌‌صدا » ارسال کرده که در آن به نقد نظر سعید نظری در یادداشت خود پرداخته است. متن این یادداشت را می‌‌خوانید :


سعید نظری، فعال سیاسی اصلاح‌‌طلب و اخلاق‌‌مدار شیراز با ملاحت و آرامش همیشگی‌‌اش، خطر ناامیدی و یأس مردم در انتخابات مجلس پیش‌‌رو را به درستی تشخیص داده و حاصل آن‌‌را مرگی تدریجی شبیه به بیماری قندخون دانسته که برخلاف تصور غالب قهرکنندگان با انتخابات نه تنها تکلیف هیچکس یا چیزی را یکسره نخواهد کرد بلکه با زخم‌‌های مزمن بعد از آن، آسیب‌‌های دردناک‌‌تری بر جسم و روح جامعه باقی خواهد گذاشت؛ اما در مثالی نادرست آن‌‌را به عادت خوردن شیرینی تشبیه کرده و فراموش کرده که بیش از خوردن شیرینی، عوامل زیستی و پزشکی بسیار دیگری منجر به بیماری قندخون می‌‌شوند که اگر آن عوامل پیشینی نباشند، عادت خوشمزه شیرینی خوردن هیچوقت باعث بیماری قندخون نخواهد شد؛ همانطور که برای بسیاری از عاشقان شیرینی تا کنون منجر به این بیماری دردناک نشده است.


جناب نظری در ادامه برای یادآوری مشابهت درد مزمن و جبران‌‌ناپذیر قندخون در سیاست، اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و نتیجه آن، یعنی هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی‌‌نژاد را مثال زده و همانطور که بی‌‌هیچ دلیل علمی شیرینی بیچاره را عامل مرض خطرناک قندخون معرفی کرده است، اینجا هم مردم و قهرشان با انتخابات را مقصر آن دولت ۸ ساله و نتایج بعدی آن دانسته که لازم است برای یادآوری مجدد ایشان و سایر فعالان سیاسی به ویژه برخی اصلاح‌‌طلبان، روند آن انتخابات را مجدداً با هم مرور نماییم.


مردم ایران در سال ۱۳۷۶ حاکمیت را با یک غافلگیری سیاسی مواجه کردند و سید محمد خاتمی را با کمی بیش از ۲۰ میلیون رأی به عنوان رییس جمهور کشور انتخاب نمودند؛ در حالی که علی‌‌اکبر ناطق نوری کاندیدای مورد حمایت همه ارکان حکومت تنها ۷.۲ میلیون رأی آورد و دو کاندیدای دیگر با هم ۱.۵ میلیون رأی کسب کردند و تعداد کل آرا کمی بیش از ۲۹ میلیون رأی بود.

تحریم انتخابات


چهار سال بعد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۰ در حالی‌‌که تعداد رأی‌‌دهندگان یک میلیون نفر کمتر شده بود، اما آرای سید محمد خاتمی با ۱.۵ میلیون رأی افزایش به بیش از ۲۱.۶ میلیون رأی رسید و احمد توکلی تنها ۴.۶ میلیون رأی آورد و سه کاندیدای دیگر همه با هم ۱.۲ میلیون رأی آوردند تا جناح اصولگرایان حتا نتوانند همان ۷ میلیون رأی ناطق نوری را هم اینبار تکرار کنند.


اما چهار سال بعد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ به دلیل نارضایتی از عملکرد اصلاح طلبان در ۸ سالی که در مصدر قدرت بودند و برخی اشتباهات آنها، به ویژه بعضی خصوصیات رفتاری و مدیریتی سید محمد خاتمی، علیرغم افزایش ۱.۲۵ میلیون نفری تعداد شرکت‌‌کنندگان در انتخابات، آرای جریان اصلاحات از ۲۱.۶ میلیون رأی در سال ۱۳۸۰ با کاهش ۵ میلیون رایی به ۱۶.۶ میلیون رأی در دور اول انتخابات سال ۱۳۸۴رسید.


علیرغم تمام تلاش‌‌های گروهی از اصلاح‌‌طلبان در تمام این سال‌‌ها برای متهم کردن دانشجویان رادیکال و پیشنهاد تحریم انتخابات از سوی آنها، به عنوان علت شکست جریان اصلاحات در انتخابات ۸۴، علم ریاضی نشان می‌‌دهد که تنها ۶۰۰ هزار نفر در مرحله اول انتخابات را تحریم کرده‌‌اند و ۴.۴ میلیون دیگر از آرای اصلاح‌‌طلبان در سال ۸۰ در این دوره جذب سه کاندیدای مقابل شده است که به نظر بنده بخش عمده‌‌اش در سبد رأی احمدی‌‌نژاد قرار گرفت و در واقع مردم فرودست و طبقه پایین که قبلا به دلیل خاطرات‌‌شان از حمایت خط امامی‌‌ها از مستضعفین و یاد دولت موسوی و شهید رجایی، به خاتمی و اصلاحات رأی می‌‌دادند، این بار به احمدی‌‌نژاد به عنوان نماد حمایت از طبقات فرودست و حاشیه‌‌نشین رأی دادند و بقیه ۱۶.۶ میلیون رای اصلاح‌‌طلبان هم بین ۴ نامزد جریان اصلاحات تقسیم شد و سه کاندیدای اصولگرایان تنها ۱۱.۵ میلیون رأی آوردند؛ یعنی با وجود کسب ۵.۶ میلیون رأی بیشتر از آرای خود در انتخابات سال ۱۳۸۰، باز هم ۵ میلیون رأی کمتر از جریان اصلاحات کسب کردند،


اما برخی از اصلاح‌‌طلبان به‌‌جای پذیرش مسوولیت خود در این خطای بزرگ استراتژیک، یعنی حضور با ۳ نامزد اصلی و یک نامزد متفرقه در کنار اشتباهات متعدد دیگر در ۸ سالی که در قدرت بودند؛ از جمله دوری از مردم طبقات پایین، چرخش به سمت راست اقتصادی و رهاکردن ایده‌‌ها و شعارهای عدالت‌‌خواهانه هنوز هم با فرافکنی، مردم و قهر نکرده‌‌شان با انتخابات را عامل پیروزی محمود احمدی‌‌نژاد و هشت سال تبعات بعدی دولت او معرفی می‌‌کنند؛ در حالی که مردم نه تنها با انتخابات قهر نکرده بودند، بلکه حتا با تعداد بیشتری نسبت به دوره قبل در انتخابات حاضر شده بودند.


در دور دوم انتخابات سال ۱۳۸۴ نیز۹۰۰ هزار نفر دیگر از آن ۱۶.۶ میلیون رأی اصلاح‌‌طلبان در دور اول به ۶۰۰ هزار رأی تحریمی دور اول پیوستند و ۵.۷ میلیون نفر دیگر که احتمالا بیشتر از سبد رأی کروبی و ادامه همان رای خط امامی‌‌ها بودند، به احمدی‌‌نژاد رأی دادند و اکبر هاشمی فقط ۱۰ میلیون رأی آورد؛ یعنی دقیقا برعکس دور اول، آنهم با وجود حمایت همه‌‌جانبه کل جناح راست اقتصادی و لیبرال ایران و همچنین تمام توان تشکیلاتی و تبلیغاتی گروه‌‌هایی از اصلاح‌‌طلبان و بخش‌‌هایی که پیشتر منتقد هاشمی بودند.


حتا بخشی از روشنفکران مانند محمود دولت‌‌آبادی، عضو کانون نویسندگان ایران هم با ترفندهای مختلف پای کار حمایت از هاشمی آورده شدند و البته نباید از آرای اصولگرایان حامی هاشمی از جمله جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی نیز غافل بود.


بعضی از تحلیلگران سیاسی معتقدند، رأی بیشتری از ۵.۷ میلیون رأی مورد نظر بنده از سبد رأی اصلاح‌‌طلبان به سبد رأی احمدی‌‌نژاد رفته؛ چراکه به نظر ایشان (که بیراه هم نیست) بخش زیادی از آرای علی لاریجانی و بخشی از آرای قالیباف هم به سبد رأی هاشمی ریخته شد و در واقع سبد رأی اصلاح‌‌طلبان، احمدی‌‌نژاد را رییس جمهور ایران کرد. همان تحلیلگران البته رأی واقعی اصلاح‌‌طلبان را ۲۱.۶ میلیون نفر نمی‌‌دانند؛ چراکه خاتمی آرای خط امامی‌‌ها و مستضعفین از جمله آرای حامی موسوی و شهید رجایی را هم در سبد رأی خود داشته است و به همین دلیل نیز، همه رأی موسوی در سال ۱۳۸۸ را متعلق به اصلاح‌‌طلبان نمی‌‌دانند.

تحریم انتخابات


حالا که با کمک و استناد به اعداد و آمار دقیق و رسمی، روشن و مبرهن است که علت شکست اصلاح‌‌طلبان و پیروزی احمدی‌‌نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۴، قهر مردم با صندوق‌‌های رأی نبوده است؛ امروز هم دوستان اصلاح‌‌طلب بهتر است به‌‌جای فرافکنی و تحریف واقعیت‌‌های روشن انتخابات سال ۱۳۸۴ و عدم پذیرش مسوولیت خود در آن زمان، در جستجوی علل اصلی ناامیدی مردم از شرکت در انتخابات پیش‌‌رو به ویژه نقش جریان خود در این ناامیدی و سپس انذار صحیح تبعات خطرناک آن باشند.



*انتشار این یادداشت در « این‌‌صدا » لزوماً به معنای تأیید کامل محتوای متن و مقصود نگارنده نیست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.